تبليغاتX
احمقانه های من
 

 

 

عروسي تموم شده .... اومدم پونزده روز برم لب دريا با بيکني بخوابم و يه رنگ شم و خستگي و بدو بدوي اين چند وقته از تنم در بياد. از همه ي اونايي که به يادم بودن ممنونم. حالم خوبه و الان از يه هتل دارم اينارو مي نويسم.

فعلا

ته نوشت : شمال نبودم جنوب هم ايضا!

 

+  جمعه بیست و ششم مرداد 1386   پرنسس